خیلی سخته اون كه میگفت واسه چشات میمیره بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی كه بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته كه دلی رو با نگات دزدیده باشی وسط راه اما از عشق یه كمی ترسیده باشی خیلی سخته بری یك شب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
+
نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط سکوت
|


همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره تمومه
همینکه اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه
تو همیشه هستی ام این منم که از تو دورم
من که بی خورشید چشمات مثل ماه سوت و کورم
نمی خوام وقتی تو هستی آدم آدمکا شم
چرا عادتم تو باشی میخوام عاشق تو باشم
تازه فهمیدم به جز تو حرف هیچکی خوندنی نیست
آدما میان و میرن هیچکی جز تو موندنی نیست
منو از خودم رها کن تا دوباره جون بگیرم
خستم از این عقل خسته من میخوام جنون بگیرم
+
نوشته شده در جمعه 25 بهمن1387ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط سکوت
|
